تبليغاتX
در محشر عشقت خواهم ایستاد ...

 ماه مبارک رمضان

ماه مبارك رمضان ماه نزوت قرآن بر همه ي مسلمانان گراميباد.

                          


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 و ساعت 16:34 |

 :: سلام ::

سلام خدمت دوستان عزیز مدتی بود که نبودم چون خیلی درگیر زندگی و مشکلات بودم

به الحمدالله یواش یواش حل میشه منم به شما مطلب چیزهائی جدید میارم.

گل

 


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 10:52 |

 آمدی

بزودی با مطالب جالب و خواندنی می آیم


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 16:54 |

 :: يا امام رضا ع ::

امام رضا (ع)

ميلاد امام رضا (ع) برهمه مبارك


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت 15:0 |

 :: موذن زاده اردبيلي ::

توجه دوستان وبلاگي رو به اولين اذان گوي صدا و سيما مرحوم داود موذن زاده اردبيلي جلب

مي كنم خودم با گوشيم عكاسي كردم اميدوارم خوشتون بياد ...

اذان گوي اول


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 و ساعت 21:57 |

 ::علی بن موسی الرضا (ع)::

تا تو هستي رونق كاشانه ام
كعبه مي گردد به دور خانه ام

علي بن موسي الرضا (ع)


سلام بر امام هشتم سلام بر فرزند رسول خدا و سلام بر فرزند اولين مظلوم تاريخ امير المومنين
اين روزا يه جورائي دلم گيره يه جورائي آشفته بازاريست كه هراسانم نمي دونم چه مرگمه اما
توي اين چند روز بي حوصله گي داشتم به تصاوير كامپيوترم نگاه مي كردم كه يه تصوير نظرم را
جلب كرد خيلي وقتها پيش از اينترنت گرفته بودم .
وقتي اين تصوير رو نگاه كردم دلم براي حرم امام هشتم (حضرت علي بن موسي الرضا (ع))تنگ
شد يه جورائي دلم هواشو كرده اما نمي دونم چرا قسمتم نميشه  ...


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 و ساعت 21:49 |

 :: زیر چتر خدا ::

 

شعر ناب
من خدايم، خالق جاي و مکان /  زندگي بخش زمين و آسمان

آسمانها را منوّر کرده ام /  نيستي ها را مسخّر کرده ام

نا پديدان را پديد آورده ام    /   من نبودي را به ديد آورده ام

آسمان تا آسمان مال من است   /  جامد و جنبنده دنبال من است

تا دميدم دم به خاک مرد گان   /  خاک هم شد دسته اي از زندگان

با مَلَک خاک تنش را کوفتم   /    عشق را در پيکرش افروختم

من ملک را بر سجود آورده ام   /   پنج تن را در وجود آورده ام

جلوه اي از نور خود کردم جدا / خلق کردم نور پاک مصطفي

خاک را با نور خود آميختم    /   طرح رخسار علي را ريختم

تا ملقب شد به بولقاسم نبي  /   نار و جنت را سپردم بر علي

باده از جام اَلَستش داده ام  /  هر کليدي را به دستش داده ام

من ز کوثر مِي به جامش کرده ام   /   خانه ام را هم به نامش کرده ام

عالمي از جام عشقش مست شد/ حب دنيا پيش چشمش پست شد

دست من چون کار خلقت مينمود  /   مرتضي در عرش خدمت مينمود

چون علي را عاشق خود يافتم  /  دختري با نام زهرا ساختم

آنچه را اندر خزائن داشتم  /   در وجود فاطمه بگذاشتم

شعله عصمت دراو افروختم   /  کهکشانها را به کفشش دوختم

آنچه او گفته به من، آن کرده ام  /   نام او را رمز درمان کرده ام

بر عليّ و فاطمه اين مرد و زن  /   هديه کردم يک پسر مثل حسن

بر حسن  حُسنِ دلارا داده ام  /  حُسن صد يوسف به يکجا داده ام

من حسن را عالم آرا کرده ام / عشق را در چهره اش جا کرده ام

مشت خاکي ماند مرا روي دست/ قدسيان گفتند: اين خاک که است؟

آنچه را بايد در عالم داشتي   /  پس که را در خلقتَت کم  داشتي؟

خاک را برداشتم با شور و شين   / خلق کردم قبله ي روي حسين

گفتمش دار وندار من توئي   /  اي حسين جان شاهکار من توئي

قرنها با قدسيان خو کرده ام  /   تا حسين بن علي رو کرده ام

در سرشتت ماجراها ديده ام   /  من از اين خلقت به خود باليده ام

هم قسم کردم تو را با جان عشق / رتبه ات را کرده ام سلطان عشق

تا وجود آورده ام احساس را   /  خلق کردم بنده ام عباس را

من ز خون تو مرکّب ساختم  /  قهرماني همچو زينب ساختم .

تصوير

اين دو تصويرم خودم كار كردم اگه تونستين براي اين تصوير ها هم نظر بدين

باي


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 و ساعت 15:19 |

 :: کرم سردار عشق ::

 يا ابالفضل العباس عليه السلام به داد ما برس

جناب دكتر عبدالجليل مسگرزاده در تاريخ 8/2/1372 شمسي از دانشگاه علامه طباطبايي تهران چنين مي‌نويسد:

پدرم در اوان كودكي من فوت نمود و مادرم را با من (كه يك پسر پنج ساله بودم) و خواهر دو ساله‌ام تنها گذاشت. در آخرين لحظات حيات پدرم، مادرم با ناراحتي از وي مي‌پرسد كه ما را به چه كسي مي‌سپاري؟! و آن مرحوم در جواب مي‌گويد:

در تمام عمر، توكل من به خداوند بوده است و چون به كسي بدي نكرده و به ناموس كسي چشم بد نداشته‌ام، شما را به خداي بزرگ مي‌سپارم.

مادرم كه در جواني شوهرش را از دست داده بود، از تنهايي بسيار ترس و وحشت داشته، فقر و مسكنت نيز از سوي ديگر باعث مي‌شد كه اكثر شبها نخوابد و اوقات را به دعا و ثنا به درگاه الهي بگذراند. وي روي اعتقاد و توسل، هر شب چندين بار در تنهايي به زبان جاري مي‌كرده‌ است كه: «يا اباالفضل العباس عليه السلام، به داد ما برس!». تا اينكه در يك شب زمستاني، بين خواب و بيداري صدايي را از پشت پنجره اتاق مي‌شنود كه مي‌گويد:

تا چند يااباالفضل عليه السلام مي‌گويي؟! اباالفضل العباس من هستم، نترس بخواب، كسي مزاحم تو نخواهد شد!

مادرم مي‌گويد: از آن شب چنان قوت قلبي به من دست داد كه نه تنها ديگر نمي‌ترسيدم، بلكه با اميدواري و شجاعت خاصي به سرپرستي شماها «من و خواهرم» مي‌پرداختم.

مادرم، كه هنوز در قيد حيات است، هم پدري و هم مادري ما را عهده دار بود. وي با توكل به خداوند، كه پدرم در دم مرگ به آن سفارش كرده بود، و با عنايت حضرت عباس عليه السلام توانست از كودكي پدر از دست داده چون من، يك استاد دانشگاه بسازد (و ما التوفيق الا بالله) و فرزندان خود را افرادي لايق و معتقد به اسلام تربيت كند(1)

 


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 و ساعت 20:50 |

 :: دوست داشتن و عشق ::


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در شنبه سیزدهم مهر 1387 و ساعت 15:18 |

 :: برترین شعرها ::

به خورشيد ايمان دارم حتي اگر نتابد؛

به عشق ايمان دارم حتي اگر آن را احساس نكنم؛

و به خدا ايمان دارم حتي اگر سكوت كرده باشد.

I believe in the sun, even when it is not shining

I believe in love, even when I do not feel it

I believe in God even when he is silent

منبع: ديوارنوشته اي مربوط به ويرانه هاي جنگ جهاني

************************************


هميشه،

رفتن رسيدن نيست؛

ولي براي رسيدن،

بايد رفت؛

در بن بست هم،

راه آسمان باز است؛

پرواز بياموز...

منبع: دكتر علي شريعتي

************************************

دست عشق از دامن دل دور باد!

مي توان آيا به دل دستور داد؟

مي‌توان آيا به دريا حکم کرد ؟

که دلت را يادي از ساحل مباد؟

موج را آيا توان فرمود: ايست!

باد را فرمود: بايد ايستاد؟

آنکه دستور زبان عشق را ،

بي‌گزاره در نهاد ما نهاد؛

خوب مي‌دانست تيغ تيز را ،

در کف مستي نمي‌بايست داد.

منبع: قيصر امين پور

ستاره


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 و ساعت 18:24 |

 :: دور از وبلاگ ::

فرا رسیدن ماه اخلاص عمل ماه ضیافت الهی را به تمام دوستان تبریک می گم

مدتی که نبودم از خودم و از همه دور بودم وای ... چه حالی داشت سکوت بود ...

حالا که برگشتم خوب می خوام بگم اگه خواستید می تونیم تبادل لینک کنیم

خبرم کنید ...

رمضان


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت 15:3 |

 :: يك اشتباه ::

½ILT{H ¦Ä
.kÃ{IM ½jo¨ ¾¨ ÁnI¨ oÀ . k{IM ¾¨ Âa oÀ Iµ{ ¾T{m¬
nHo¤ Iµ{ ·I¬kÄj Á¼±] ¾M Hn ·A ´ÄHj ·IõÃ{ ¾¨ ÁnI¨ oÀ
Roÿº - kM ÁI¿UjIø - toU - K±£U - ù»nj ) kÀj ¶
¾¨ kúHkM kÄIM .SvÀ ¾¨ Âa oÀ ( ... » Âh±U » SúIL~ø
. SwH ½kÄj Hn qÃa ¾µÀ » ½j¼M ½jITvÄH ½o\¹Q nI¹¨ Hki
!!! SwH ½kÄj Hn ·ITÄIÀnI¨ ¾µÀ ·IU ¬kºp ¾µÀ
Iµ{ » jnHj ·ITTw»j ¾¨ kúHkM Iµ{ ¾¨ kÀH¼i ¶ Hki
½pI]H ·IõÃ{ ¾M ¨ IU k¹ÃLM kÀH¼i ¶ ô£Î ... ½kÃzhM Hn
! joëM S¶ki nj Hn Iµ{ IÀnI¨ ¸ÄH oöIi ¾M kÃÀj ¶
K±ö »H pH S¤» oÀ ¾¨ Sv¹ÄH Hki ½nIMnj qÃa ¸ÄoT¿M
... k¹¨ ¶ ´À x¼¶HoÎ ¾§±M kzhM ¶ I¿¹U ¾º kù¨ ¶ yÄIzhM

اشتباه



+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 و ساعت 17:9 |

 :: یا زینب کبری ::

شهادت بزرگ بانوی دشت نینوا و کربلا اسوه صبر و استقامت را به حضور امت مومن

و پیشگاه ولیعصر تسلیت عرض می کنم .

يا زينب


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 14:0 |

 :: تولد یک دوست ::

امروز تولد یک دوست است وبلاگی که گرچه مطلب جالبی در خود جای نداد اما

در یک ساله دوم قصد دارد زیبا بنویسد و زیبا بیندیشد و این زیبائی را به دوستان

هم هدیه دهد ...

 


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 و ساعت 17:12 |

 :: حديث گويا ::

قرآن


ساده است ستايش كسي كه با تمام عشق به او دلبسته و وجودش تو وجودت احساس كني بعدش با اون همه خوبي تو بهش خيانت بكني در اين ميان تو بهش نارفيقي بكني اون كه مي گم خداست ، خداست ، خداست ...

از امام صادق (ع):
خوشترين آسايش ، دل نبستن به مردم است .
از امام علي (ع):
هر چيز را زكاتي است و زكات خرد تحمل مردمان نادان است .
از امام كاظم (ع):
از ما نيست كسي كه هر روز به حساب نفس خود رسيدگي نكند .
از امام علي (ع):
كسي كه به دزدي و شرابخواري معتاد شد ، مانند بت پرست است
از امام كاظم (ع):
هركه دو روزش برابر باشد مغبون است و هركه امروزش بدتر از ديروزش باشد ملعون است و از رحمت حق به دور است .


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در جمعه هفتم تیر 1387 و ساعت 12:1 |

 :: حدیث جواب ::

يكي از اقوام امام سجـــاد (ع) ، نزد حضــرتش آمد و شروع به ناسـزا گفتن كرد .
حضـــرت در جـواب او چيزي نفرمودند چون از مجلــس آن شخص  برفت ، حضرت
به اهل مجــلس خود فرمود : شنيــديد آنچه را كه اين شخص گفت الان دوست
دارم كه با من بيائيد و برويم نزد او تا جواب مرا از دشنام او بشنويد .
آنان گفتند : ما همراه شما مي آئيم و دوست داشتيم كه جواب او راه مي دادي
حضرت حركت كردند و اين آيه شريفه را مي خواندند ( آنان كه خشم خود را فرو
نشانند و از بدي مردم در گــذرند (نيكو كارند) و خدا دوستدار نيكـوكاران است
)
راوي مي گويد : ما از خوانــدن اين آيه فهميـديم كه حضـرت به او خـوبي خواهد
كرد پس حضرت آمدند تا منزل آن شخص و او را صدا زدند چون آن شخص شنيد
كه حضرت آمده است ! حضرت تا او را ديدند فرمودند : اي برادر ، تو نزدم آمدي
و مطالبي ناگوار و بد گفتي ، اگر آنچه از بدي در من است از خداوند مي خواهم
كه مرا بيامرزد و اگر آنچه گفتي در من نيست ، خداوند تو را بيامرزد . آن شخص
چون چنين شنيد ميان ديدگان حضرت را بوسيد و گفت : آنچه من گفتم در تو
نيست و من به اين بدي ها سزاوارترم ...

حديث



+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در جمعه هفدهم خرداد 1387 و ساعت 0:13 |

 ::. عشق یعنی ....::

عشق يعني کوچه کوچه انتظار،

رؤيت خورشيد در باغ بهار،

عشق يعني با جنون تا اوج‌ها،

رفتن از ساحل به بام موجها،

عشق يعني يک تغزل شعر ناب،

مثنوي‌هاي خداي آفتاب،

عشق يعني سوختن با شعله‌ها،

سبز گشتن در شکوه قله‌ها،

عشق يعني هاي هاي اشک‌ها،

در فرات بي‌وفا با مشک‌ها،

دست‌افشان رقص سرخي واژگون،

سعي در محراب با قانون خون،

گفتمان مادران داغدار،

حسرت ديدار گل‌ها در بهار،

يک نماد از قصه جام شراب،

رويکردي سبز در تفسير آب،

عشق يعني يک شهود بي‌کران،

سينه‌اي با وسعت هفت آسمان،

در حضور آن فروغ تابناک،

سر تاويل شفق در جام تاک،

پايکوبي بر فراز دارها،

يک غزل با ميثم تمارها،

يا قنوتي هم صداي آبها،

در نماز صبح با مهتابها،

عشق يعني کهکشان در کهکشان،

چشم اميدي به سوي بي‌نشان،

عشق يعني در فضاي رازها،

خلسه‌اي جاويد با پروازها،

عشق يعني بي‌کران نورها،

با شقايق‌ها ميان هورها،

طور سينين حيرتي بي‌انتها،

شعر شبنم در گلستان خدا،

اشک غم در حسرت ديدارها،

همدلي تا صبح با تبدارها،

عشق يعني يک سرود جاودان،

رقص گلها حيرت پروانگان،

عشق يعني زينبي تا اوج‌ها ،

ناخدايي بر فراز موجها،

يک زبان در کام از سر غدير ،

کهکشان آسمانهاي منير،

چيرگي بر خار و خسهاي سراب،

مخزن‌الاسرار دخت بوتراب،

انعکاس خطبه سجادها ،

يورشي جاويد بر بيدادها،

عشق يعني رود رود مادران،

در عزاي خيلي از نام‌آوران،

غرق در خون ذوالجناحي اشکبار،

در غم بشکوه آن تنها سوار،

همنوا با عون يا جعفر شدن ،

روي دستان پدر پرپر شدن،

داستان خيمه‌هاي سوخته،

کودکاني از عطش افروخته،

عشق يعني اربعين ياس‌ها،

اشک سرخي در غم عباسها،

تا شهادت يک حبيب باوفا ،

پير برناي کتاب کربلا،

جان فشاني مرگ احلي من عسل،

خوش درخشيدن فراسوي زحل،

عشق گفتي کربلا آمد به ياد،

هيبت خون خدا آمد به ياد،

عشق گفتي نينوا آمد به ياد ،

عصمت آلاله‌ها آمد به ياد


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 11:48 |

 :: فال نهج ::

نهج البلاغه

ديروز كه كتاب نهج البلاغه رو برداشتم به دلم افتاد كه از امير مومنان بخواهم يه نصيحتي
از طريق اين كتاب به دلم ...يه فاتحه خوندم و صفحه اي رو چشم بسته باز كردم تا اينكه
اين مطلب برايم روشن شد ... چه زيبا گفت مولايمان ...
راه ها روشن است ، و نشانه هاي دين بر پاست . پس بدان كه برترين بندگان خدا در
پيشگاه او رهبر عادل است كه خود هدايت شده و ديگران را هدايت مي كند .سنت
شناخته شده را بر پا دارد و بدعت نا شناخته را بميراند . سنت ها روشن و نشانه هايش
آشكار است . بدعت ها آشكار و نشانه هاي آن برپاست و بدترين مردم نزد خدا ، رهبر
ستمگري است كه خود گمراه ومايه گمراهي ديگران است كه سنت پذيرفته را
بميراند و بدعت ترك شده را زنده گرداند . 
خيلي زيبا بود بطوري كه وقتي به صورت عمقي به مسائل روز دنيا فكر مي كنم، مي بينم
بببببببببببببببببببله هنوزم ظلم بر جهان حاكم است. هنوزم بدعتها در جامعه ايران و ساير ملل
وجود دارد و الي ماشاءالله ...

براي ظهور يگانه منجي عالم صلوات


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:50 |

 ::: صورتگر زیبا :::


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در جمعه ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:21 |

 :: دیوار ::

چندیست که دلم آشوب است

می ترسم

از آن روز که بیائی من نباشم ...

چندیست که دلم غوغاست ...

می ترسم

از گناهانی که کردم ...............

.

.

.

.

و دوباره می ترسم و ترسم از صد رنگیست .

 


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:9 |

 ... :: معرفی یک کتاب :: ...

چندی پیش یه کتابی خوندم که مطلبش خیلی خوب بود ریشه آموزندای داشت ... در جمع بد نبود

خیلی زیبا و گویا براش یه تصویر خیلی ساده که معرف نویسنده و نام کتاب رو براتون گذاشتم

از یه جائی ... حالا ................... تهیه کنید بخونید . بعدش ... هاهاهاها


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:27 |

 :: یک هدیه ::

تصویری که طراحی کردم

در اندازه ۷۰۰*۱۱۵۰

با کیفیت ۷۲

می باشد .

یک هدیه به دوستان عزیزم ...


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 17:25 |

 ::: رفتن ... :::

هميشه،

رفتن رسيدن نيست؛

ولي براي رسيدن،

بايد رفت؛

در بن بست هم،

راه آسمان باز است؛

پرواز بياموز...

منبع: دكتر علي شريعتي

+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 10:8 |

 .:: آزاد ::.


شماره ۱

يا بايد،

به اندازه آرزوهايتان تلاش كنيد؛

يا،

به اندازه تلاشتان آرزو كنيد...

منظره زندگي

شماره ۲

در نبرد جويبار و سخره،

همواره،

جويبار پيروز است؛

و پيروزي اش نه به سبب نيرو،

که مرهون ابرام وشکيبايش اش است.

زندگي

 


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 15:47 |

 .:: عيد ::.

عيد بر دوستان گلم مبارك باد

پارسال ...(۸۶)...خيلي عيد سياهي بود

هم پدرم را و هم مادرم را از دست دادم

ولي هر چه بود ...گذشت

پدر و مادر


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 و ساعت 14:30 |

 :: مادر ::

به اطلاع دوستان عزیزم می رسانم

بعلت فوت ناگهانی مادر عزیزم و ناراحتی روحی و روانیم تا اطلاع ثانوی مطلب ندارم


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت 15:58 |

 ::: پوستر ... :::

یه پوستر در وقت بیکاری فقط به عشق ابی عبدالله (ع) طراحی کردم . تا شاید بتونم از طریق

تصویر لا اقل ارادت خودمونو نشون بدیم ...

راستی نظرت راجع به پوستر چیه ؟ ... چی ...؟ با منی

ای بابا اصلا نخواستیم اااه ه ه ه ...

 


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 17:44 |

 ::: آرزو دارم ... :::

آرزو دارم شبي عاشق شوم
از دو رنگيها كمي فارق شوم
آرزو دارم چو طاق آسمان
از گناه و معصيت طاهر شوم
آرزو دارم نباشد درد و غم
تا به يومنش از خدا غافل شوم
آرزو دارم گلي باشم زدشت
وز براي دوستي ساري شوم
آرزو دارم روان رودي شوم
تا براي شستن هر كينه اي جاري شوم

شاعر : وجیهه آقاجانی ( از کتاب : یاران خیالی )

هرگونه سوء استفاده از این شعر پیگرد قانونی دارد

با ذکر منبع آزاد است


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 14:24 |

 ::: سردار عشق ... :::

اول محرم بود روز طشت گذاري ، طبق سنت سالهاي گذشته و به ياد طشت گذاري آقا ابوالفضل عباس (ع)در كربلا در مسجد ما هم اين مراسم درست هر ساله در اول محرم  شروع مي شود .
وقتي وارد مسجد شدم خجالت كشيدم ، نه از جماعتي كه در مسجد جهت عزاداري  جمع شده بودند

 از خود صاحب مجلس آقا امام حسين (ع)  خجالت كشيدم

ازخودم گفتم من گنه كار كجا مجلس آقا كجا ؟
وارد شدم و در گوشه اي كز كردم حال و هواي گريه داشتم تو ته  دلم يك شرمندگي عجيبي داشتم
خودم و به عنوان يك عزادار ناقابل نمي ديدم و اين احساس گناه در خودم بود كه مرا شرمنده مولا كرده
بود . با خودم گفتم براي مولا حسين (ع) كه در كربلا " درست در مركز كره زمين كه به روايتي از محل كربلا تا عرش كبريائي خدواند نوري ساطع است كه در داخل آن نور ملائكه خدا در رفت و آمد هستند و در واقع آن نور محل رفت و آمد ملائكه خداوند است " چه كار كرده اي؟ وقتي فكر كردم جزء اشك چيزي نديدم
گريه كردم براي يكبار كه شده با عشق گريه كردم ...

 


فرا رسيدن ماه ( محرم) سالار شهيدان را به صاحب اين ماه آقا امام زمان (عجل الله فرجه الشريف) و
كليه مسلمانان جهان و به خصوص عاشقان مولا تسليت عرض مي كنيم


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 12:26 |

 ::. گفتمش ... :::

قلم

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی

با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش

عکس حیدر در کنار حضرت زهرا (س) کشید

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن

در بیابان بلا تصویری ار سقا کشید .


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 15:49 |

 ::... خانه خدا ...::

خانه کعبه!

يک مکعب!

همين! و چرا مکعب؟

و چرا اينچنين ساده، بي هيچ تشخصي، تزئيني؟

خدا بي شکل است،

بي شبيه است و هر طرحي و هر وضعي که آدمي برگزيند،

ببيند و تصور کند، خدا نيست.

خدا مطلق است،

بي جهت است،

اين تويي که در برابر او جهت مي گيري؛

و انديشه آدمي، بي جهتي را نمي تواند بفهمد.

چگونه مي توان بي جهتي را در زمين نشان داد؟

تنها بدينگونه که تمامي جهات متناقض را با هم جمع کرد؛

تا هر جهتي، جهت نقيض خود را نفي کند، و آنگاه ذهن از آن به بي جهتي پي برد...

تمامي جهات چند تاست؟

شش تا؛ ...

و مکعب يعني همه جهات؛

و همه جهات يعني بي جهتي!

و رمز عيني آن ، کعبه!

منبع: حج - دكتر علي شريعتي


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در چهارشنبه پنجم دی 1386 و ساعت 22:12 |

 ::: غدیر خم :::

عيد غدير خم بر همگان مباركباد
بعد از مدتي كوتاه بالاخره وقت كردم و يك تصوير براي تنها ترين مولايم طراحي كنم
نمي دونم چطوره خوب هست ، نيست
دوست دارم حرفهايم را در قالب تصوير بيان كنم فرقي نمي كنه هر چي مي تونه باشه
از اعياد و تبريكات گرفته تا بدون شرح
ولي خوب براي هديه دادن به شما تنها چيزيه كه دارم همين تصوير نا چيزه...
يادم رفت بگم ولادت امام علي النقي عليه السلام را تبريك بگم
بنده اين روز بزرگ را به به تمام شيعيان جهان تبريك عرض مي كنم
يا حق


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 22:33 |

 ::: ظهور آقا :::

آسمان در خروش است و اميدها در پس فرداها و من در انتظار ظهور تو اي تنها منجي عالم هستي ، تو كه پرده ز رخسار هر ناپسندي مي گشاي و سيرت واقعي را به نمايش در مي آوري كي مي آيي ؟! نمي دانم و در انتظارت لحظه ها را مي شمارم و چشم در راهم تا تو بيايي .

 

ظهور عشق

ساقي به مراد دل من كار ندارد
مي خورده ديوانگي ام  يار نداند
هر لحظه زرخسار دل انگيز و نگاهش
بي تاب شدم صبر ندانم كه ندانم
من هر چه توانم ولي اين نتوانم

به قلم : وجيهه آقاجاني


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 11:36 |

 ::: يا مهدي... :::

يا مهدي...
اي ناجي عزّت و شرف
اي ساربان الفت و عترت
اي نام تو ، اسم شب بهشت
اي مجد تو آذين عرش عشق
اي ظهور عارفانه ات ، عهد با خدا
اي حاجب كعبه حق ، مولود كبريا
اي وارث نبي (ص) ،فرزند علي (ع)
ادركني يا حجت حق يا مهدي ....(عج)

به قلم : وجیهه آقاجانی


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 11:31 |

 ::: نيايش :::

خيلي وقتها بود كه پست شعر در وبلاگم نمي ذاشتم اين اواخر تصميم گرفتم
از شعر هاي خوب خواهرم استفاده كنم آقاي محمد در بخش نظرات گفته بودند كه
كه خودشون شاعرند و گه گاهي شعر مي نويسند . اين بنده هم چند تائي از شعر
ايشون و خوندم در نوع خودش خيلي خوب سروده بودند . ولي اگر دقت كرده باشند
شعر نو رديف و قافيه نداره و يك سري حرفهائي كه از دل سر چشمه مي گيرد
نوشته مي شود
حالا تصميم دارم يه شعر ديگه به جمع شعر هام اضافه كنم
با اين تفاوت كه بايد تصوير اين شعر اصلي رو در صفحه  ديگه دانلود كنيد و بخونيد
و نظر زيبايتان را در مورد اين به اين حقير اعلام كنيد ...
چه كنيم تو اين دنياي پارتي بازي منم به طرفداري مهربانترين خواهرم بپا خواستم

تصوير نيايش به همراه شعر ... كليك كنيد

منتظر مطالب جديد و شعر جديد به همراه تصوير جديد از محمد جان هستيم.


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 15:2 |

 ::: دعای اهل قبور ... :::

دعا ...

اينم يكي ديگه از كارهام

اميدوارم ما رو از دعاي خودتان بي نصيب نكنيد

از اينجا جا داره از دوست خوبم آقاي محمد حسن آزادگان هم عرض ادب و احترام داشته باشم

كه رنگ آميزي اين طرح از ايشون ياد گرفتم ...


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 10:26 |

 ::: و تو را می بینم ... ( خدا ) :::

و تو را مي بينم ...
من ، تو را مي بينم در شكوفائي گلهاي بهاري
در طلوع خورشيد ، در غروب مهتاب
من تو را مي بينم در هزاران رويا
روي موجهاي قشنگ دريا
روي رنگ رنگ ، پر پروانه
من تو را مي بينم ...
روي لبخند لب يك كودك
توي اصوات نفسهاي قشنگ قاري ( قارعان قرآن كريم )...و
روي ابرهاي سفيد ، روي تك طاق زمين
و تو را مي بينم ...
در غروب خورشيد
در فلق هاي افق بيكران مي بينم
در تكاپوي قدمهاي زمان ، بي خزان مي بينم
و تو را مي بينم ...
در فراسوي افقهاي بلند
روي سكوي نهايت ، سر بلند مي بينم
و تو را مي شنوم در صداي باران در هم آوائي مرغان هوا
در صداي دريا ، در نواي بادي ، كه همي مي آيد
و تو را مي بينم در تمام هستي
به ...
دلم روشن از آنم كه تو را مي بينم و تو را مي شنوم

( خدا) - شاعر : وجیهه آقاجانی

کلیه حقوق این شعر متعلق به نویسنده می باشد

هرگونه استفاده از آن با ذکر نام شاعر بلا مانع می باشد .

در غیر این صورت پیگرد قانونی دارد ... با تشکر


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 10:10 |

 كاش مي شد ...

امروز با یه شعر جدید دوباره اونم از شعر های خواهر عزیزم در قالب یک تصویر کار کردم شاید تصویری که کار کردم ربطی به موضوع شعر نداشته باشد منها اینم سلیقه ذهنی من بود

امیدوارم که خوشتون بیاد ...

كاش مي شد ...


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در شنبه بیست و ششم آبان 1386 و ساعت 22:6 |

 ::: جمعه ای در پیش است ... :::

با سلام به بر و بچه هاي وبلاگي مدتي كه نبودم يه سري مشكلاتي داشتم كه نتونستم
مطلب جديد آپلود كنم امروز با يه شاعر كه خواهر خودم هست يه شعر از شعر هاش
تو وبلاگم گذاشتم هر بار اين شعر و مي خونم دلم به غم خاصي اسير مي شود .
با خودم گفتم اين شعر بخاطر مدتي كه نبودم بذارم تو وبلاگ شما دچار حال بي حال من بشيد
منتظر نظرات خوب شما هستم
تا بعد ...

 


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 و ساعت 15:22 |

 ::: مردان بی نشان :::

یادمان باشد آسمان می تواند از آن ما باشد . یادمان باشد می توان نام خود را بر پیشانی

کوچه های عاشقی نوشت همانطور که سرو قامتان این دیار نامشان را بر پیشانی کوچه ها

ماندگار کردند و احتمالا فراموش شدند . بگذار من هم فراموش شوم انگار نبوده ام و نزیسته ام

درست مثل آنهائی که بر تربت پاکشان فقط نوشته اند " گمنام " و این گمنام نشان تمام مردان

بی نشان است که خدا همواره در خلوت خانه دل تمنا کرده اند

قصه گمنامی کوتاه است ...

پس چه بهتر که شهدا را یاد کنیم هر چند با یک

صلوات

شهداء


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در جمعه چهارم آبان 1386 و ساعت 12:12 |

 ::: حدیث :::

پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد :
لعن الله الرجل يلبس لبست المراه و المراه تلبس لبس الرجل
خدا مردي را كه چون زنان  لباس پوشد و زني را كه چون مرد لباس بپوشد لعنت مي كند
+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در جمعه بیست و هفتم مهر 1386 و ساعت 15:40 |

 ::: یک حرف :::

حرفهاي شنيدني از شيخ بهائي
آدمي اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست
زيرا ...
اگر بسيار كار كند مي گويند احمق است
اگر كم كار كند مي گويند تنبل است
اگر بخشش كند مي گويند افراط مي كند
اگر جمع گرا باشد مي گويند بخيل است
اگر ساكت باشد مي گويند لال است
اگر زبان آوري كند مي گويند پرگو است
اگر روزها روزه بر آورد و شبانه نماز بخواند مي گويند ريا كار است
اگر چنين نكند مي گويند كافر است
لذا نبايد بر حمد و ثناي مردم اعتنا كرد و جز از خداوند نبايد از كسي ترسيد
و به او بايد تكيه كرد
+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در جمعه بیست و هفتم مهر 1386 و ساعت 15:38 |

 :: فریاد جوانان :: قسمت 2

بنام رب الحسين
امروز يه فرصت ي پيش آمد تا بنده حقير بخش دوم مطلب فرياد جوانان را آماده كنم هدف از تهيه اين
مطلب اين نيست كه زنان را از حق خود محروم كنيم و يا اينكه بي عدالتي نسبت به آنها قضاوت كنيم
هدف اين است كه اين خانمها بدانند در اجتماع كنوني چه اتفاقاتي مي افتد چه بلاهائي روزانه در
نقاط مختلف كشورمان روي مي دهد. اگر اهل روزنامه باشيد و صفحه حوادث آن را مرور كنيد به خيلي
مسائل روز كشور پي مي بريد حداقل روزانه در روزنامه ها 2 الي 3 مورد تجاوز به عنف است آن هم
كساني هستند كه شكايت كرده اند اگر بنده طبق آمار اداره آگاهي كشور آمار دقيق تجاوز به عنف را
گفته باشم چيزي حدود 100 الي 120 مورد گزارش شده است .
شصت در صد آنها از طريق دوستي مورد سوء استفاده قرار گرفته اند و چهل در صد آنها نيز به زور
و با تهديد مورد سوء استفاده قرار مي گيرند . اگر علت آنها خودتان در دادگاهها و دادسرا ها پيگيري كنيد
مي بينيد كه خيلي از آنها پوشش نا مناسب داشتند و صورت آرايش شده اي داشتند كه زمينه را براي
يك عده انسان گرگ صفت فراهم كرده بودند در اينجا نتيجه مي گيريم كه خود كرده را تدبير نيست .
چرا در يك جامعه اسلامي كه با عشق به ائمه معصومين عليه السلام زندگي مي كنند . چنين بي بند وباري
و جنايات اتفاق بيفتد . ما نمي گوئيم خانمها كار نكنند و يا در اجتماع حضور نداشته باشند . جامعه اسلامي
ما به وجود زن در عرصه اجتماع شديداً نياز دارد آن هم در مواردي كه در مثال مي گويم بعنوان مثال ما به
پزشك زن نياز داريم چرا ؟ چون يك آقا نمي تواند در زايمان و يا عمل هائي شبيه به اين موارد در اتاق عمل
حضور داشته باشد . يك آقا در يك مدارس دخترانه نبايد تدريس كند كه در اينجا هم به وجود دبيران زن
نيازمند است . يك آقا نمي تواند براي يك زن لباس زنانه بدوزد كه از نظر شرعي و عرفي داراي ايراد است
و شغلهائي شبيه به اين شغل كه وجود زن را در جامعه اسلامي لازم و ضروري مي داند .
متاسفانه در جامعه اسلامي ما خانمها در همه جا هستند الا در شغل خودشون  كه بايد حضور داشته
باشند كه حضور ندارند گاهاً مي بينيد كه كارمند شركت مخابرات است يا كارمند يك بانك است
يا منشي يك شركت تبليغاتي است يا راننده است  و خيلي شغلهاي ديگر كه جاي آقايان را گرفته اند
و باعث بيكاري در سطح جامعه شده است كه منجر به فساد و تورم و مشكلاتي از اين قبيل شده است .
عزيزان اينجاست كه فرياد پسران بيكار و دخترات انتظار رو به آسمان است و ناله و سوز آه مي كشند
و فرج منجي عالم بشريت را ندا مي دهند .
اگر جوانان مرد بيكار نباشند بدون شك به تشكيل خانواده روي مي آورند و ازدواج مي كنند .
و اگر جواني بيكار باشد بدون شك خلاء تشكيل خانواده در او پر نمي شود و شايد چه بسا به گناه آلوده
شود كه اين نه تنها عرش الهي را به لرزه در مي آورد بلكه باعث اين فساد به لعنت خدا و فرشتگان
گرفتار مي شود . اگر زن كار كند آن هم نه در شغل تعيين شده ي خويش بلكه در شغلي كه جاي او جائز
نباشد چه بسا خواستگاري پيدا شود كه با او ازدواج كند و غرور و تكبر و احساس برتر بودن  او خود را
از ازدواج با يك انسان معمولي امتناع كند  و در اين مورد نيز به عذاب الهي دچار خواهد شد .
هدف از تهيه اين مقاله جهت آگاهي شما ست نه جنبه حفظ حقوق مردها
اميدوارم كه كشور ما ايران تبديل به يك كشور كاملا ً اسلامي شود و هيچ گناه و جناياتي در كشور رخ ندهد
و ايراني پاك و مردماني پاكتر داشته باشيم

 

 

 


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 13:5 |

 ---):: فریاد جوانان ::( ---

فرياد جوانان

با سلام خدمت دوستان عزیزم امیدوارم حالتون خوبه خوب باشه فعلاْ این تصویر رو داشته باشید

بالاخره قسمت اول آماده شد در ادامه مطلب بخونید


ادامه مطلب
+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 و ساعت 14:17 |

 .:: طناب ::.

یک داستان خوب به شکل یک تصویر کار کردم امیدوارم

رضایت خاطر خوانندگان عزیز را جلب کرده باشد

منتظر نظرات خوب شما هستم ... و براي مشاهده تصوير صبر كنيد تا نوشته خوب مشاهده شوند .


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 و ساعت 15:40 |

 ..... جا پاي خدا ......

خدا


خوابي ديدم در ساحل با خدا قدم مي زنم . در پهنه آسمان صحنه هائي از زندگي ام
برق مي زند . در هر صحنه دو جفت جاي پا روي شن ديدم . يكي متعلق به من و
ديگري متعلق به خدا .
وقتي آخرين صحنه در مقابلم برق زد به پشت سر و به جاي پاهاي روي شن نگاه كردم
متوجه شدم كه چندين بار در طول مسير زندگي ام فقط يك جفت جاي پا روي شن بوده است
همچنين متوجه شدم كه اين در سخت ترين و غمگين ترين دوران زندگي ام بوده است
اين واقعا برايم ناراحت كننده بودو درباره اش از خدا سئوال كردم :
خدايا تو گفتي اگر به دنبال تو بيايم . در تمام راه با من خواهي بود . ولي ديدم كه در
سخت ترين دوران زندگي ام فقط يك جفت جاي پا وجود داشت .
نمي فهمم چرا هنگامي كه بيش از هر وقت ديگر به تو نياز داشتم مرا تنها گذاشتي
خدا پاسخ داد : بنده بسيار عزيزم من در كنارت هستم و هرگز تنهايت نخواهم گذاشت
اگر در آزمون ها و رنج ها فقط يك جفت جاي پا ديدي ، زماني بود كه تو را در آغوشم
حمل مي كردم

بر گرفته از مجله رایانه خبر


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 14:41 |

 .....::: اعتقاد به بهشت و دوزخ :::.....

علامه مجلسي رحمت الله عليه در مورد اعتقاد به بهشت و دوزخ مي نويسد
:: اعتقاد به معاد جسماني از ضروريات دين اسلام است و منكر آن كافر مخلد
در جهنم مي باشد و حشر جسماني آن است كه حق تعالي اجزاي بدنهاي
مكلفين را بعد از مردن ، در قيامت جمع مي كند و ارواح ايشان بعد از جدائي
از بدنها ، باقي مي ماند و در قيامت ايشان را به جزاي عقايد و اعمال نيك و بد
ايشان مي رساند و اكثر آيات كريمه قرآن صريح اين معاني آشكار هستند و
قابل تاويل نيستند . و آنچه در آيات و اخبار متواتره از احوال قيامت ، مثل
حساب و ميزان و صراط و حوض و كوثر و شفاعت و دادن نامه اعمال به دست
راست و چپ و بر طرف شدن نور كواكب و ريختن آنها آسمان و شق شدن
و پيچيدن آسمانها ، به همه اينها اعتقاد بايد كرد
و ايضا اعتقاد به بهشت و دوزخ جسماني واجب است و از ضروريات دين مبين
اسلام است و انكار آنها يا تاويل كردن به بهشت و دوزخ روحاني كفر است و
كسي كه از فرق مسلمانان انكار اين امور نكرده است مگر قليلي از ملاحده
 فلاسفه و حكما كه ايشان حشر جسماني را انكار كرده اند ... ، البته بعضي
از مومنان را با لذتهاي جسماني ، لذتهاي روحاني نيز مي باشد كه از آن اعظم
باشد و بعضي از كافران را با عذابهاي جسماني و عقوبات روحاني باشد كه از
آنها شديدتر باشد ...

برگرفته از كتاب بهشت و حوريان بهشتي - انتشارات گل نرگس


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در جمعه دوم شهریور 1386 و ساعت 10:14 |

 .:: يك بيوگرافي از خودم ::.

يه بيوگرافي از خودم طراحي كردم و گذاشتم تو وبلاگم

ببينيد طراحي خوبه يا نه ( ها ... چرا مسخره مي كني ؟ )

 


ادامه مطلب
+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت 18:37 |

 .:: یک دعا ::.

با سلام مجدد

( ای بابا باز منو دیدی حالتون گرفته شد )

این مطلب بدون شرحه ... ببین و نظر بده .. باشه ؟!

دعا قبرستان

بس جــمعه کــه در فــصل تــو افــسرد


بس خــــنده آئــــينه کــــــــه پــــــژمرد


پروانه چه بسيار که در پاي تو اي شـمع


خنديد و ندانست که اقبال ســحر مــرد

 


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت 18:27 |

 ......: یا فاطمه : .......

با سلام

خدمت دوستان گلم که شعر شب سرد از دوست گلم جناب آقای محمد حسن آزادگان بود

چون از شعرش خوشم اومد تو وبلاگم گذاشتم و عکس مرقد سهراب رو اونم بخاطر اینکه

زمان فوتش درست روز تولد من بود گذاشته بودم و آقای محمد حسن گل هم خیلی ناراحت

شدند منم از طریق وبلاگ از ایشون عذر خواهی می کنم

و یه تصویر زیبا که خودم طراحی کردم در اختیارتون می ذارم ... نظرتون نسبت به طراحی چیه؟

برام خیلی مهمه ...

 نمونه پیش نمایش

فاطمه

دانلود تصویر

 

 


+| نوشته شده توسط میلاد قاجانی در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 و ساعت 16:0 |